پویا نظری
آنچه در این پست میخوانید
- در سالهای کارشناسی مهندسی نفت، وقتی نگاه همکلاسیها به چاههای نفت خیره بود، من در پسزمینه لپتاپم، اولین فیلمهای مستند را دربارهٔ زندگی کارگران میساختم. این تقابل، سرآغاز مسیری بود که امروز مرا به مدیریت موسسه فرهنگی هنری سورن مهرگان رسانده است
- سال ۱۴۰۴ نقطه عطفی جاودانه شد؛ جرقهای که در هیاهوی جوانی زده بودم، با نام “موسسه فرهنگی هنری سورن مهرگان” متولد شد. این نهاد، نماد نسلی است که فرهنگ را اصیلترین سرمایه ایران میداند
- پشت میزهای مهندسی نفت، نقشهٔ دیگری میکشیدم: ساعات پس از کلاس، وقف یادگیری عکاسی شد. روزها پشت فرمان اسنپ، درس زندگی میآموختم و شبها با پروژههای گرافیکی تا سحر، لوگو طراحی میکردم. حتی ثبت رسمی موسسه فرهنگی هنری سورن مهرگان در اوج امتحانات فیزیک سیالات انجام شد!
- دوربین، قلم من برای روایت رنج و شادی این سرزمین است. صدا، رسانهٔ من برای فریاد داستانهای ناشنیده است. هر فریم، ضربان قلبم را ثبت میکند
- موسسه فرهنگی هنری سورن مهرگان رویای دانشجویی دیروز من است که امروز به ثمر نشسته. هر پروژهاش، یادگار شبهای بیداری زیر نور لپتاپ است؛ هر افتخارش، نتیجهٔ انتخاب جسورانهٔ هنر بر صنعت
- محدودیتها را خاکِ حاصلخیزِ رویش میدانم. من از پشت میز مهندسی نفت و صندلی اسنپ، تا تأسیس موسسه فرهنگی هنری سورن مهرگان آمدم؛ نه با شانس، که با سحرخیزیهای بیپایان
- ۱. شغلت را انتخاب نکن؛ رسالتت را انتخاب کن ۲. نداشتن زمان بهانه نیست؛ زمان را باید ساخت ۳. هیچ مهارتی بیربط نیست
- امروز همچنان در راهم؛ دوربین به دست، قلب پر از ایده، و موسسه فرهنگی هنری سورن مهرگان به عنوان پایگاه اثرگذاری. مأموریتم: کشف استعدادهای ناشناخته، ثبت تاریخ شفاهی ایران، و پیوند نسلها با هنرِ اصیل
برای ارسال نظر لطفا ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید. صفحه ورود و ثبت نام